تبلیغات
بازاریابی - برند - فروش - تبلیغات - گرافیک - برند و برندینگ و فوبیای سخنرانی در جمع
 
 
برند و برندینگ و فوبیای سخنرانی در جمع
نظرات

پنهان پژوه / 23اردیبهشت 93 // گاهی وقتها یک سخنرانی خوب در شهرت و برند شدن ما تاثیر دارد اما ممکن است ما از آن ترس یا فوبیا داشته باشیم. بر همین اساس مطلبی را از وبلاگ آقای حمید رجبی اقتباس کرده ام که با هم می خوانیم . با تشکر از ایشان . ایشان می گوید :

پولی كه «دنیس برگ كمپ» براساس قرارداد از باشگاه آرسنال انگلیس می‌گرفت، هر بار كمتر می‌شد. بازیكن پیشینِ تیم آرسنال، مانند بسیاری از افراد، دچار بیماری ترس فوبی(هراس از سوار شدن به هواپیما) بود، از این رو در بسیاری از بازی‌های مهم و بیرون از خانه، تیم آرسنال را همراهی نمی‌كرد.



چنین بیمارانی، وقتی پا درون آسانسور می‌گذارند، تپش قلب می‌گیرند؛ نفس كشیدن برایشان سخت می‌شود؛ و با دویدن عرق سرد بر تیره پشت، می‌پندارند كه آسانسور به جای بالارفتن، سقوط خواهد كرد.



این نابسامانی و آشفتگی تن و جان، ریشه در ترس درمان‌نشده كودكی دارد كه فرد را تا بزرگسالی، همراهی كرده و با دگردیسی و تبدیل به ترس فوبی با بهانه‌های گوناگون وی را آزار می‌دهد. ( روی ادامه مطلب کلیک کنید ) 

 

 

ترس فوبیا



برخی روانكاوان، ترس را سرشتی یا درونی؛ و در شمار شادمانی یا خشم؛ و واكنشی در مقابل نیستی و كوششی برای ادامه زندگی می‌دانند. اما هنگامی كه ترس(Fear) در كودكی درمان نشود،‌ دگردیس به فوبیا (Phobia) شده و در بزرگسالی، دردسرساز می‌شود. فوبیا در شكل و شمایل بیزاری و كینه نیز رخ می‌نماید.

دكتر مرتضی امیدخواه، روانشناس در گفت‌و شنود با گزارشگر ما درباره ترس فوبیا می‌گوید: «این گونه از ترس، ریشه در گذشته دارد. ما از گذشته خود، شمار زیادی ترس، خاطره بد، تجربه تلخ، محرومیت و ناكامی داریم كه حل‌نشده باقی مانده است و چه بسا، اكنون ما را درگیر ترس فوبی كنند

او می‌افزاید: «هر ترسی، فوبیا نیست. فوبیا، چهره بیمارگون ترسی ساده و درمان نشده است. ترس فوبیا ـ مانند ترس از آسانسور ـ ویژه كودكان نیست و در بزرگسالان نیز دیده می‌شود. ترس فوبیا، احساس قرار گرفتن در موقعیتی خطرناك است كه كنترل آن برای فرد، سخت و گاهی ناممكن است

او، باور دارد: «ترس، زمانی ویژگی بیمارگون می‌یابد كه تبدیل به فوبیا شود؛ كه تنها راه مقابله با آن، ریشه‌یابی و درمان از سوی روانشناس بالینی است. نوجوانی كه از رفتن به دانشگاه هراس دارد، بی‌گمان همانی است كه در كودكی از رفتن به دبستان واهمه داشت؛ و ترس‌هایش را تا به امروز ـ زمان رفتن به دانشگاه ـ به دوش كشیده است



گونه‌های ترس



هراس از خزنده‌های شگفت، پدیدآور احساس چندش در برخی انسان‌هاست؛ اما برخی دیگر به ویژه زنان، از دیدن حشره‌ها می‌هراسند، جیغ می‌كشند و رنگ می‌بازند.



ترس از مكان، میلیون‌ها انسان را درگیر كرده است. آنان همیشه و در همه حال در این هراس بسر می‌برند كه مبادا در مكانی كه قرار دارند ـ آسانسور، سینما، ورزشگاه، واگن مترو، فروشگاه بزرگ یا هواپیما ـ به تله بیفتند و راه فرار نداشته باشند. آنان هر جا و مكانی را تورهایی می‌بینند كه برای صید آنان گسترده شده است.

دكتر منیژه بهرامی، استاد دانشگاه در گفت و شنود با گزارشگرما، آغاز دوره «دیگران‌ترسی» را از سیزده سالگی می‌داند و می‌گوید: «این گونه از ترس فوبیا سبب می‌شود، چهره فرد فوبی به هنگام سخن گفتن در مقابل یك گروه، رنگ ببازد، صدایش بگیرد و عرق سرد به پیشانی بنشاند.



آنان در خوردن و آشامیدن، بین دوستان و فامیل و آشنایان، دچار آشفتگی و مشكل می‌شوند. بیگانه‌ترسی، گریبانگیر میلیون‌ها جوان است كه باعث می‌شود در نشان دادن استعداد و ذوق خود موفق نباشند

دكتر سالار وكیل‌نژاد ـ روانكاو ـ در گفت‌وگو با ما درباره «ارتفاع‌ ترسی» یا ترس از بلندی، می‌گوید: «بیشتر انسان‌ها از قرار گرفتن در جاهای بلند می‌ترسند. پیشترها، این گونه از فوبیا، رفتاری نمودگرایانه (تظاهر) به شمار می‌رفت؛ ولی پژوهش‌های روزآمد، نشان می‌دهد كه دچارآمدگان به این گونه از ترس فوبیا، ارتفاع ساختمان‌ها را بسیار بیش از ارتفاع واقعی می‌بینند، از اینرو بر ترسشان افزوده می‌شود



هراس از مار، یك بیماری تزند(رایج) در بین مردم است. این گونه ترس فوبیا ریشه‌ای تكاملی دارد. در گذشته‌های دور، شناسایی حشره‌ها، مارها و عنكبوت‌ها برای ادامه زندگی انسان، نقشی بنیادی داشت. توانایی دیدن و شناخت آنی مارها، رفتاری سرنوشت‌ساز در سیر تكاملی بود كه دودمان انسان را از تباهی و نابودی رهایی داد.

منیژه بهرامی، بر این باور است: «هراسی را كه آذرخش در برخی انسان‌ها پدید می‌آورد، تعریف‌پذیر نیست. آنان نمی‌دانند، چرا از این پدیده می‌هراسند. حتی از میزان آسیبی كه ممكن است آذرخش به آنان بزند، بی‌اطلاع هستند؛ از اینرو می‌كوشند، هراس خود را پنهان كنند.



او می‌افزاید: «این افراد از كوبش ابرها و برخاستن آذرخش، هراسیده و دچار تپش قلب می‌شوند. سر خود را با دو دست می‌پوشانند و با شتاب، در پی سرپناه می‌گردند. برخی از آنان كه امكانش را دارند، جا و مكان زندگی خود را تغییر می‌دهند و از كوهپایه به شهری آرام كوچ می‌كنند؛ هرچند كه این گریز، هرگز به آرامش و درمان آنان نمی‌انجامد و چه‌بسا از آواها و صداهای دیگر نیز رنج ببرند



او با یادآوری این نكته كه ترس از تاریكی، ریشه در كودكی بزرگسالان دارد، در این باره می‌گوید: «سبب درمان‌ناپذیری درد روحی این افراد آن است كه در كودكی باید درمان می‌شدند و نشده‌اند. بسیاری از كودكان دیروز ـ كه ذهن مخیلی داشته‌اند ـ امروز نویسندگان بزرگی شده‌اند؛ اما همچنان از تنهایی در تاریكی می‌هراسند. بسیاری از آنان نیز نزد روانكاو و روانشناس می‌روند، اما انگار بیماری برخی از آنان درمان‌شدنی نیست و همچنان بیهوده می‌پندارند،‌ چیزی در تاریكی جابه‌جا می‌شود».



دكتر وكیل‌نژاد با برشمردن گونه‌های ترس فوبیا، به ترس از پرواز اشاره می‌كند و می‌گوید: «این گونه از ترس فوبیا، میلیون‌ها انسان را درگیر كرده است. برخی ترس از سرنگونی هواپیما و بعضی ترس از كابین كوچك هواپیما دارند و گروهی از هر دو مورد می‌ترسند. آنان از پرواز با هواپیما هراس دارند و همزمان گریزی از آن ندارند، چون وسیله سفر بهتری نمی‌شناسند. ناپدید شدن هواپیما در آسمان و یا سرنگونی آن – كه همواره همراه است با پخش تصویرهای دلخراش از تلویزیون – سبب ترس فزاینده مردم شده است. بسیاری، آنگونه مردن را بسیار بدتر از سقوط از پرتگاه یا برخورد دو اتومبیل می‌دانند، در حالی كه سرنگونی هواپیما: یك در 20 هزار نفر؛ و مرگ و میر پیشامدهای رانندگی: یك در صدنفر؛ و مرگ‌های قلبی، یك در پنج نفر است؛ ولی فوبی‌ها از هراس سوار شدن به هواپیما، راه سه ساعت بین شهرها را، در سه شبانه‌روز می‌پیمایند. برخی فوبی‌های مشهور به «ساده» نیز از مار یا سوسمار می‌ترسند، گرچه چنین ترسی، آسیبی به زندگی روزمره آنان نمی‌زند؛ ولی همین افراد از سوسك هم می‌ترسند و با دیدن آن – تا مدتها پا به آشپزخانه نمی‌گذارند.» او براین باور است كه ترس از سگ در برخی انسان‌ها، فقط به سگ‌های زشت چهره و خشن مانند «بردو» محدود است. برخی نیز از سگ‌های نگهبان پلیس می‌ترسند كه برای برخورد با تبهكاران، آموزش دیده و درنده‌خو بار آمده‌اند. او می‌گوید: «تجربه تلخ از برخورد با یك سگ، به هراس فرد می‌افزاید

دكتر وكیل‌نژاد، می‌افزاید: «میلیون‌ها نفر به سبب واهمه از دندانپزشك، از رفتن نزد آنان، خودداری می‌كنند. روانكاوان براین باورند كه آنان در گذشته از كشیدن یك دندان، رنج برده‌اند، یا تجربه بدی از تزریق آمپول دارند، یا آن كه در گذشته، گواه درد كشیدن یا خونریزی یا مته كشیدن دندان مادر یا پدر خود روی صندلی دندانپزشكی بوده‌اند



سازنده و ویرانگر



ترس یك هیجان منفی سازنده یا ویرانگر است و اگر پیشگیری نشود، افسردگی می‌آورد.

ترس، واكنش احساسی به یك تهدید یا خطر است – كه بیشتر ناشی از تهدید بیرونی است – و تفاوت آن با نگرانی یا اضطراب این است كه انسان می‌تواند از پدیده آورنده ترس بگریزد، ولی در مقابل نگرانی، راهی برای گریز ندارد.

اما همان ترس ساده و طبیعی اگر درمان نشود، در دوره بزرگسالی، چهره بیمارگونه به خود گرفته و تبدیل به ترس فوبیا می‌شود. انسان دچار ترس فوبیا، پیش از هر پیشامدی، می‌هراسد و در درون خود احساس درد می‌كند، یا از اندیشه گزیده شده از سوی مار، یا افتادن از یك بلندی، درد می‌كشد.

دیدگاه منیژه بهرامی در این باره چنین است: «ترس فوبیای امروز، همان ترس دیروز است كه می‌توانست با رهنمود روانكاو در كودكی، فروكش كند؛ و چون روانكاوی نشده در بزرگسالی سربرآورده است. نباید فراموش كرد كه بسیاری از نویسندگان داستان‌های علمی – تخیلی یا ادبیات وحشت، در كودكی، ذهنی پندارباف و پیچیده داشته‌اند. در بسیاری موارد می‌توان به كمك شیوه‌های پیشرفته درمان، به كودك كمك كرد كه با ترس‌های خود به سازگاری برسد و آن‌‌ها را كنترل كند تا در بزرگسالی دچار بیماری روحی نشود و اگر دارای استعدادی است، ببالد و بشكوفد

مرتضی امیدخواه نیز در این باره معتقد است: «اندیشه انسان را مجموعه‌ای از آموزش‌های درست یا نادرست، باورهای سازنده یا ویرانگر، ترس‌های حل نشده و پیشامدهای معماگونه می‌سازد كه جای پای مادر و پدر در جای جای آن دیده می‌شود



او می‌افزاید: «مادر و پدر، در از بین بردن ترس كودك، نقشی اساسی دارند. اگر خرده‌گیر نباشیم و به فرزند خود یاد دهیم كه از لغزش نترسد و او را با اشتباهاتش پذیرا باشیم، تا اندازه زیادی، از فوبیا شدن ترس وی جلوگیری كرده‌ایم



وكیل نژاد با بیان نكته‌ای از ولفانگ‌گوته كه: «مردان دلیر، فرصت آفرینند، ولی انسان ترسو، چشم به راه فرصت می‌نشیند» در این باره می‌گوید: «انسان‌های دلیر، از ریسك نمی‌هراسند و در پی كشف جایگاه نو، از راه سخت می‌روند. ولی ترس فوبیا برهمه گوشه‌ها و زاویه‌های كردار انسان هراسیده، تأثیر منفی می‌نهد و او را از هر اقدام نویی ـ مبادا كه شكست بخورد ـ باز می‌دارد



او می‌افزاید: «ترشح هورمون آدرنالین در بدن انسانی كه دچار ترس فوبی است، سبب هراس بیش از پیش او می‌شود

او معتقد است كه پدیده ترس، نخست با چهره «هیچان» خود را نشان می‌دهد، سپس در «رفتار» نمود می‌یابد و با «شناخت» فرد و با گذشت زمان، بدل به چیزی به نام «روان‌تنی» می‌شود.



او همچنین باور دارد كه فوبی، درمان دارویی ندارد. داروهای افسردگی كه برای درمان فوبی تجویز می‌شود،‌ خواب آور بوده و زندگی فرد را آشفته‌تر می‌كند.



او تاكید می‌كند: «كسانی كه از هراس دشمن یافتن، گوشه گزینند و با دیگران معاشرت ندارند، هرگز دوست نمی‌یابند، فرد دچار ترس فوبی، بر بی‌پایه بودن بیماری خود، آگاهی دارد و از درمان خود، احساس ناتوانی می‌كند. این بیماری به اندازه‌ای نیرومند است كه تصور قرار گرفتن در یك موقعیت ویژه، فرد را دچار دلهره، تنش و چالش می‌كند و سبب فلج روانی، انزوا و خانه‌نشینی بیمار می‌شود



دكتر منیژه بهرامی، ترس فوبیا را یك بیماری زنانه می‌داند و می‌گوید: «ترس فوبیا، گونه‌ای آشفتگی روانی است كه بیشتر، زنان را گرفتار می‌كند. 25درصد از كل انسان‌ها به یكی از گونه‌های فوبیا دچارند كه بیشتر این تعداد را زنان تشكیل می‌دهند. این ترس در بسیاری انسان‌ها، به اندازه‌ای پیشروی یا ویرانگری ندارد كه درمان ناشدنی باشد و فقط یك درصد آنان از شیوه‌های درمان، جواب نمی‌گیرند





گذرهراسی

بیمار دارای ترس فوبیا «گذرهراس» است. از تنهاماندن در خیابان یا خانه، خوف دارد و می‌پندارد كه در صورت بروز یك اتفاق، احتمال كمك رساندن به او وجود ندارد.



سالار وكیل نژاد، با بیان گزاره بالا می‌افزاید: «چنین فردی، كاری انجام نمی‌دهد، مبادا سرافكنده شود. هنگام سخن گفتن، دچار لكنت زبان می‌شود، بدنش و صدایش لرزان است و گونه‌اش سرخ می‌شود. از انگیختن توجه دیگران و صمیمی شدن می‌ترسد. غذا خوردن پیش دیگران، برای او آسان نیست. دیگران سرگرم كار خود هستند، ولی او می‌پندارد كه همه به سوی او دوربین گرفته‌اند و خیره به وی، مسخره‌اش می‌كنند



این روانكاو معتقد است: «این دست از بیماران باید به اندیشه و خرد خود تكیه كنند و از توهم بیرون بیایند و به فكر و خیال بیهوده، اعتماد نكنند



دكتر امیدخواه نیز معتقد است كه ترس فوبیا با گذشت زمان و سپری شدن ماه‌ها و سال‌ها – كه نخست واكنش‌های آنی و گذرا بود – در ریخت «رفتارهای ویژه» نمود می‌یابد.



او می‌افزاید: «متاسفانه فردی كه دچار ترس فوبیاست، بیماری خود را به فرزند خود منتقل می‌كند و این چرخه كژرو، همچنان ادامه می‌یابد





ریشه بیماری



روانكاوان، دلیل یگانه‌ای را در پیدایش فوبی نمی‌شناسانند و مجموعه‌ای از شوندهای روانی، ژنی، زیستی و محیطی را عامل بیماری می‌دانند. نوجوانان، مستعد پذیرش ترس هستند و فشارهای محیط زندگی، سبب دگرگون شدن ترس ساده آنان به ترس فوبیا می‌شود. نوجوانانی كه از راه‌های گوناگون، كوچك و خرد می‌شود، از «خودبنیادی» و «به خود ایستا بودن» تهی می‌شود و باكاهش اعتماد به نفس، باور به خویشتن خویش را از دست می‌دهد و در دانشگاه یا محل كار، فردی ناموفق است.



برخی روانكاوان براین باورند كه برای درمان و غلبه بر ترس فوبیا، دارویی نیست؛ ولی روانپزشكان برای درمان این آشفتگی روانی، به آمیزه‌ای از درمان‌های گفتاری و دارویی اعتقاد دارند.



دكتر امیدخواه در این باره می‌گوید: «نخستین كار برای درمان فوبیا، شناسایی نوع بیماری و سپس درمان آن است. درمان ترس فوبی با روانكاوی و خانواده‌ درمانی امكان پذیر است. روانشناسان بالینی در درمان بیماران خود به تكنیك‌های گوناگون مانند مدی‌تیشن، حساسیت‌زدایی پله‌پله و ایجاد آرامش تكیه می‌كنند، كه در بسیاری موارد، پاسخ می‌دهد



او می‌افزاید: «كسی كه از مرگ می‌ترسد، از زندگی لذت نمی‌برد. بنابراین، ترس برهمه گوشه‌های زندگی فرد مبتلا به فوبیا سایه انداخته و او را كلافه و وازده می‌كند و امكان استفاده از فرصت‌های زندگی را از وی می‌گیرد

این روانشناس معتقد است كه باید بیماران، باور كنند كه درمان بیهوده نیست. او می‌افزاید: «در درمان ترس بزرگسالان از هیپنوتیزم یا نقش آفرینی نیز بهره‌گرفته می‌شود. در نقش آفرینی، كوشش می‌شود با فرو بردن فرد در جهان كودكی و واداشتن وی به بازی در این نقش، پی‌به بی‌پایه بودن ترس خود ببرد

دكتر بهرامی در این زمینه به خانواده‌ها سفارش می‌كند كه نه خود درمان باشند و نه بی‌اعتنا؛ و نسبت به درمان بیمار حساس باشند.



او می‌افزاید: «انسان‌های دلیر و بی‌باك، فقط یكبار می‌میرند، ولی انسان‌های ترسو، مرگ‌های پیاپی را تجربه می‌كنند و هر بار با یك ترس، می‌میرند و زنده می‌شوند.



از كوبش شتابان قلب خود، رنج می‌برند؛ تنفس آسان ندارند؛ بیهوده می‌لرزند؛ دچار درد سینه می‌شوند؛ دست و پایی كرخت و سست دارند.»‌



او با بیان این نكته كه ترس فوبیا، آشفتگی دیرپا و رنج‌باری است كه بیمار را از انجام كوشش‌های روزانه – مانند رفتن به محل كار و یا سرزدن به اماكن شهری – باز می‌دارد، می‌گوید: «پی‌آمد فوبیا، بیماری‌های دیگری نظیر افسردگی است



وی به آزمون و تجربه شخصی خود در این باره اشاره می‌كند و معتقد است كسانی كه بیماری پیشرفته فوبی داشتند (میگسار یا مصرف كننده روانگردان بودند)‌ با درمان‌های درست و به موقع به سلامت نخستین خود بازگشتند. او از قول كنفوسیوس می‌گوید: «اگر به راه كژ رفتی، از بازگشتن نترس



دكتر بهرامی با تصریح این كه در زندگی باید نترس بود و فقط از ترس ترسید، می‌افزاید: «آسان‌ترین كار این است كه از زیر بار مسئولیت زندگی شانه خالی كنیم و دیگران را مسئول زندگی خود بدانیم! ما باید بیاموزیم كه اگر اراده كنیم، ترس را از خود دور می‌سازیم. فرد نباید بیهوده بترسد. شناخت درمانی به بیمار كمك می‌كند كه رفتار و پندار و گفتار مناسبی داشته باشد و هنگام رویارویی با موقعیت ترسناك، آرامش خود را حفظ كند و آن را از دست ندهد و به كار مورد پسند خود بپردازد تا ترس رانده شود



سالار وكیل‌نژاد نیز فوبی‌ها را به نرمش هوازی، برنامه غذایی خوب و آموختن شگردهای چیرگی برترس، سفارش می‌دهد و معتقد است كه انجام این موارد، اهمیت ویژه‌ای دارد و خانواده با همراهی و همدلی خود، روند درمانی بیمار را شتاب می‌بخشد.



این روانكاو، مشكل بیماران را پیش‌بینی نكردن موقعیت‌های ترس‌زا می‌داند كه باعث می‌شود، آنان نتوانند خود را برای روبه‌رو شدن با این موقعیت‌ها آماده كنند.



راهكاری كه همواره برآیندی خوش دارد، این است كه ترس به دل راه ندهیم. انسان‌ها به سوی مسائلی كشیده می‌شوند كه از رویارویی با آن‌ها هراس دارند. اگر از تنهایی بترسند، تنهایی به سراغ‌شان خواهد آمد؛ اگر از دستپاچگی واهمه داشته باشند، در انجام هر كاری، دستپاچه و فلج می‌شوند؛‌و نظایر آن‌.



به گفته آنتونی رابینز: «اگر هراس از پیشامدی توجه ما را به خود جلب كند، همان پیشامد، برایمان رخ می‌دهد


سه شنبه 23 اردیبهشت 1393ساعت : 10:45 قبل از ظهر| به قلم یا به مجوز: دکـتر محمدیان
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شنبه 13 تیر 1394 07:01 بعد از ظهر
سلام آدرس دکتر امید خواه کجاست.تشکر
اشکان الهیاری دوشنبه 5 خرداد 1393 08:20 بعد از ظهر
سلام آقای دکتر.
مدتی بود که متأسفانه نتوانستم مطالب شما را به خوبی دنبال کنم.
گفته های شما همیشه یکی از منابع اصلی بروز رسانی اطلاعات من است.
راه اندازی این وبلاگ جدید را تبریک می گویم. من یکی از خواننده های پر و پا قرص آن خواهم بود
براتون آرزوی موفقیت دارم
*مجتبی* مـحمدیان پاسخ داد:
ارادت داریم اقای دکتر الهیاری
موفق باشید
راستی به کافه بازاریابی www.kafemarketing.com
هم سر بزنید
catty چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:59 بعد از ظهر
همیشه می خواستم با وبلاگ هایی مثل وبلاگ تو تبادل لینک کنم تا وبلاگ هامون پیشرفت کنه. موافقی عزیزم؟
تبادل لینک هوشمند چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:03 قبل از ظهر
سلام خوبی؟

داشتم توی لیست وبلاگ های آپدیت شده میهن گشت میزدم وبلاگت رو دیدم ، چندتا از مطالبت خیلی مجذوبم کرد. با تبادل لینک می تونیم هر از چندگاهی به وبلاگ های هم سر بزنیم

خوشحال میشم باهم تبادل لینک کنیم
منتظرم :)
دوست سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 08:01 بعد از ظهر
مطلب خوبی بود. در کار بازاریابی و تبلیغات همیشه به حال کسانی غبطه می خورم که شاید به اندازه من کتاب نخوانده اند، تجربه کسب نکرده اند، و زحمت نکشیده اند، اما با اعتماد به نفس کامل در جمع اساتید فن، سخنرانی می کنند و ... امروز ماشاالله برای خودشون استادی شده اند و ایمیل های دوره ها و سخنرانی هاشون میاد که باید کلی پول بدیم و بریم شرکت کنیم. استادند دیگه. با تشکر از این مطلب خوب که باعث شد ما هم جرئت پیدا کنیم و به این اساتید عزیز از راه دور سلامی عرض کنیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
موضوعات کافه بیزینس
آمار بازدید از کافه بیزینس
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید کل :